السيد حامد النقوي (مترجم: افتخارزاده)
270
خلاصهء عبقات الانوار (حديث نور) (فارسى)
گفتار اوّل شعرانى : شيخ عبدالوهاب شعرانى عبارات و كلماتى را كه از ابنعربى قبلًا آورده شد ، تقرير و تثبيت نموده ، به آنها استشهاد كرده و بر آنها تكيه نموده است در آنجا كه گويد : « مىپرسند : پس چه معنى دارد اين سخن كه گفتهاند : نخستين كسى كه خداوند متعال آفريده است ، حضرت رسول مىباشد ؟ آيا مقصود از آن ، خلق مخصوصى است يا مقصود مطلق آفرينش است ؟ پاسخ اين سؤال همان است كه شيخ ( ابنعربى ) در باب ششم گفته است كه مقصود از آن خلقت مخصوص است ، زيرا نخستين چيزى كه خداوند آفريده ، « هباء » است . شيخ محىالدين گفته است : نزديكترين مردم به آن حضرت در اين « هبا » ، علىبنابىطالب است كه اسرار همهى پيامبران در او جمع بود . . . پس معلوم است كه همانگونه كه شيخ محىالدين در كتاب « الفتوحات » گفته است همهى پيامبران و رسولان ، از روح حضرت محمّد صلى الله عليه و آله و سلم كمك مىگيرند و مدد مىجويند ، زيرا آن حضرت قطب همهى اقطاب است . . . « 1 » نويسنده گويد : بنابر اين دانسته شد كه شعرانى به همان راهى رفته است كه ابنعربى از آن راه رفته است و گفتار او و مطلوب و مقصود ما را از راههاى محكم و استوار گذشته ثابت مىكند . با توجّه به اين نكته ، گفتارِ بعدىِ او با اين مطلب منافات ندارد در آنجا كه گويد : « شيخ در حق على رضى الله عنه گويد كه جامع اسرار پيامبران است و از حضرت خضر عليه السلام نيز نقل كرده است كه در حق شيخ ابىمدين تلمسانى به هنگام پرسش دربارهى او گفت : جامع اسرار مرسلين است كه در زمان خود ، كسى را نمىشناسم كه اسرار پيامبران را جمع كرده باشد . » زيرا اگر اين نقل ثابت شده باشد ، ضررى به مطلوب و مقصود ما يعنى اثبات
--> ( 1 ) . اليواقيت و الجواهر 2 : 20 .